اون روزها

خاطراتی از خودم وپی نوشتی برفیلم های دفاع مقدس


سلام برخونین شهروخونهایش
سلام برسوسنگرد ومظلومیتهایش
سلام برآبادان ومقاومتهایش
سلام برهویزه وشهدایش
سلام برمغزهای پریشان شده دربیابانهایش


قسمت اول:
فیلم های دفاع مقدس یکی از ارزشمند ترین آثار هنری جامعه هنرمندان کشور عزیزما ، دردوران دفاع مقدس و پس از آن ، تا کنون بود. شایداگراین سفیران هشت سال ایثار و تلاش مظلومانه رزمندگان اسلام ، اینطورعاشقانه ، تلاشهای رزمندگان را به تصویر نمی کشیدند ، برای این نسل ونسلهای بعدی ، ویژه گیهای منحصر بفرد این دفاع جانانه ، درگذر زمان گم شده وبه فراموشی سپرده می شد . بخصوص اینکه ابزار قوی تبلیغات درطرف مقابل یعنی استکبار جهانی ، بلحاظ بی اعتقادی به اخلاق انسانی ، همیشه موءثرتروتخریب آن کارساز تر بوده است . بنابراین برهمه ما که آن دوران را درک کردیم وکم وبیش دستی بر آتش داشتیم ونیز بر نسلهای بعد وبعد پاسداشت همه زحمات هنرمندان عزیز کشورمان بخصوص تنی چند از کارگردانان به معنای واقعی مومن معتقد ، عاشق وهنرمندمان را حفظ نموده وآنان را گرامی بداریم . اهل نظر وصاحب منصبان هنری کشور، درهربرهه ازاین ایام ، فیلم های دفاع مقدس را نقد نموده وویژهگیها ونقاط مثبت ویا منفی هر فیلم را بررسی نموده اند که زحمات این عزیزان هم جای تشکر وتقدیر دارد .. ولی حقیر نیز باتوجه به حضوری هرجند کم رنگ درجبهه ؛ هم دراوایل دفاع مقدس یعنی شش ماهه اول جنگ در سال 1359وحضور دراولین عملیاتها یعنی عملیات هویزه وامام مهدی سوسنگرد وسالهای میانی یعنی 62 و63 وسالهای سرنوشت ساز درسال 85 عملیاتهای کربلای 4و5 ونیز مرصاد در سال 67 نکاتی را درذهن داشتم وهمواره درصدد بیان این موارد بودم ولی فرصتی بدست نیامد تا اکنون. همه میدانند که بازسازی یک صحنه مستند بهرمیزان که دقت شود نمیتواند عین واقعیت آن اتفاق باشد .مضافا اینکه نویسنده وکارگردان ، ناگزیراست برای جذب مخاطب وبیننده خود ، صحنه های مکملی را برآن بیفزاید. امروزه اگر یک فیلم ویا سریال ، دارای جلوه های ویژه کارکترهای طنز وصحنه های مفرح نباشد ، بیننده را قانع نکرده وزحمات تهیه کننده گان برباد میرود بخصوص اینکه فیلمهای ساخته شده توسط استکباربا آب ورنگ و دارابودن ویژهگیهای فوق به سهولت دردسترس نسل جوان بوده وانتظارات آنهارا از فیلم های ملی بسیار بالا برده است . ولذا مواردی که ذکر می شود به هیچ عنوان با هدف ایجاد شبهه ویا زیر سئوال بردن خدمات با ارزش عوامل شریف سینمای دفاع مقدس نیست وتنها اشاره می شود به واقعیتهایی که درفیلم قابل بازسازی وارائه هنری نبوده ونخواهد بود. حقیر قصد ندارم مثال بزنم ویا حال وهوای جبهه را با حال وهوای فیلم ها بسنجم بلکه به یاری خداوند متعال برآنم که برخی موارد ناگفته ونادیده را بصورت خاطره خدمت ملت شریف ایران عرض نمایم باشد که مورد رضای حضرت دوست قرارگیرد ومانیز به نوعی ، هرچند ناچیز وبی مقدار، زینب گونه عمل کرده باشیم . انشاالله تعالی قبل از شروع خاطرات ، به مطلبی اشاره میکنم که چندی پیش دررابطه با نظر خودم به نسل ایرانی باعنوان ( ایرانیان ) توي وبلاگ خودم گذاشتم ، اينجا ميگذارم به این دلیل که معتقدم جامعه تشیع میوه رسیده این شجره طیبه است وچون نسل ایرانی این مذهب حق و ناجیه را درقلب خود جای داد ، حریت وآزادگی همواره پشت پلک هایش آماده نور افشانیست . یعنی اینکه معتقدم ، هرگاه اسلام واین کشور اسلامی درخطر قرار گیرد ، همان دوران دفاع مقدس تکرار خواهد شد بلکه با وسعتی وکیفیتی بیشتر وبهتر وآن نقطه نظر این بود : نژاد ايراني شگفتي ساز تنگناهاست ايرانيان سلحشوراني بالقوه بودند اما بدون انگيزه فتوحات هخامنشيان ازبي رقيبي بود ،درعرصه قدرت وآنگاه كه اقوام ديگر جان گرفتند ، ايران صحنه تاخت وتاز اغيارشد واين پذيرش ذلت ، دردوران قاجاروپهلوي به اوج خود رسيد سلحشوري آنان وقتي به بلوغ رسيد كه به رايحه ايمان صيقل خورد وآن شد كه درهشت سال دفاع مقدس افتخارات سه هزار ساله برباد داده را ، احيا كرد وتاريخ اين تمدن كهن ، سراغ ندارد اينچنين سلحشوري ودلاوري را از ايرانيان واين سرافرازي ، پاداشي بود كه از مذهب ثارالهي تشيح به شايستگي دريافت نمود واينك اين ملت ،‌زبون رفاه طلبي خود ودرخطر برباد دادن تمامي آن پاداش ذيقمت است والبته احيا ميشود ،با بازگشت به خود وتنگنائي ديگر كه چاشني غيرت اوست . شاید سئوال شود ، شما که قصد خاطره نویسی داشتی به چه دلیل به فیلم وسینما اشاره کردی؟ درپاسخ عرض می کنم : درست است که قصد دارم آنچه را که از جبهه وپشت جبهه دیدم بیان کنم ولی ضرورتا مواردی را که عرض کردم قابل به تصویر کشیدن در فیلم نیست را حسب مورد و باعــــــــــنوان (( نکته)) به آن اشاره خواهم نمود که انشاالله تعالی مطالب ، با فیلمهای ساخته شده مکمل هم باشند . درآن ایام ، حقیر شاغل وساکن درشهر دوست داشتنی وزیبای اهواز بودم ودراستادیوم ورزشی تختی این شهر که معرف همه بود درقسمت اداری انجام وظیفه می کردم . اون روزها سرشاراز شور وشوق انقلاب نوپایمان بودیم که ساعت یک وچهل دقیقه بعدازظهرآخرین روز از شهریور 59 صدای انفجاری هیجان مارا تحریک کرد واین شروعی بود برجنگی ناخواسته که با شیطنت حکومتهای جهان تا 8 سال به درازا کشید . جنگی که شروع کننده آن دیوانه بی سوادی بود که از روی تعصب جاهلانه عربی با نیت کشور گشایی کشورخود را جولانگاه اجانب نمود وملت خودرا ذلیل وزبون ..ادامه دارد…

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: